کدخبر :65266
سیاسی
تاریخ انتشار: 2018-10-06 12:05:57
بررسی ابعاد مختلف اقتصاد مقاومتی یکی از کارهایی است که بایستی در تئوری پردازی‌های اقتصادی صورت بگیرد. کتاب دکتر عبدالملکی پیرامون اقتصاد مقاومتی و مبانی آن یکی از جمله کارهایی است که بایستی شکل پیدا کند. بخش دوم از کتاب در آمدی بر مبانی، سیاست‌ها و برنامه عمل است.

به گزارش انقلاب نیوز ، با بررسی معارف اسلامی می‌بینیم که اقتصاد دست‌کم از سه جهت با عبودیت ارتباط برقرار می‌کند؛ از یک جهت، به اقتصاد و جنبه‌هایی از اقتصاد به عنوان شرط لازم در عبودیت توجه شده است، مانند روایتی از معصوم که می‌فرماید: «کاد الفقران یکون کفرا1 » فقر ممکن است باعث کفر شود.

فقر یک پدیده اقتصادی است پس ممکن است از این جهت، اقتصاد و بخش‌هایی از اقتصاد، شرط لازم برای عبودیت باشد. همچنین قرآن کریم می‌فرماید: «...هوانشأ کم من الارض و استعمرکم فیها2» خداوند شما را در زمین خلق کرده و شما را به عمران و آبادانی زمین گمارده است.

اینجا عمران زمین یک دستور الهی است؛ عمرانی که یک پدیده اقتصادی است. پس اگر از این زاویه نگاه شود، جنیه‌هایی از اقتصاد وجود دارد که شرط لازم برای بندگی و عبودیت هستند، اما یک جنبه‌هایی از اقتصاد شرط لازم برای عبودیت نیست، ولی شرط معین و کمک کننده هستند. برای مثال در معارف اسلامی آمده که اگر یک خانواده مصرفی در حد کفاف نیازهایش داشته باشد، راحت‌تر می‌تواند در مسیر تکامل حرکت کند.

یعنی زندگی کفاف بستر را برای عبودیت انسان بهتر فراهم می‌کند و یا در بحث مصارف معنوی و فرهنگی، مثلاً اگر فردی پول داشته باشد، می‌تواند به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام، عتبات، حج و عمره برود و این‌ها برنامه‌هایی است که در مسیر عبودیت و تربیت کمالات فرد می‌تواند موثر باشد.

اما همین اقتصادی که می‌تواند فرد را در عبودیت کمک کند، از جهتی ممکن است مانع عبودیت وی شود و آن در جایی است که اقتصاد و حداکثر مصرف و لذت به اهداف اصلی فرد تبدیل شوند و اهداف تکاملی انسان، به همین زندگی مادی و اقتصادی تنزل پیدا کند.

در چنین شرایطی می‌توان گفت که اقتصاد مانع تکامل و عبودیت است، بنابراین، با توجه به مطالب بیان شده؛ اقتصاد و اسلام با هم ارتباط دارند. به دلیل اینکه اقتصاد با عبودیتی که هدف غایی اسلام است، ارتباط دارد و در واقع اسلام اقتصاد را به نحوی تعریف می‌کند که بتواند برنامه‌های عبودی انسان را تقویت کند و پیش ببرد.

به طور کلی می‌شود افق آینده اقتصاد را اینطور ترسیم کرد که با توسعه علم اقتصاد اسلامی  و با حرکت آن در مسیری که باید قرار بگیرد، یک دانش اقتصادی قوی تولید خواهد شد که اقتصاددان‌های غربی هم چاره‌ای نخواهند داشت و چاره‌ای نخواهند دید جز اینکه خودشان هم به این جریان علمی ملحق شوند.

چرا که علم اقتصاد اسلامی نیازمندی‌ها و اهداف علم اقتصاد متعارف را هم با تبیین‌هایی که از واقعیت اقتصاد مطرح می‌کند، برآورده خواهد کرد.