کدخبر :66679
سیاسی
تاریخ انتشار: 2018-10-31 14:20:38
دعایی که از سوی امام باقر علیه السلام به شیعیان گفته شد، برای اینکه درس شناخت دشمن را به خوبی بیاموزند تا دوباره به روزی دچار نشوند که امیرالمومنین را بر بالای منابر و مأذنه‌ها لعن گویند و تمییز مرد از نامرد را فراموش نمایند.

به گزارش انقلاب نیوز، حجت الاسلام و المسلمین منصوری دامغانی در سلسله نشست‌های موسسه موعود به بحث دشمن شناسی زیارت عاشورا پرداخت. متن زیر بخش اول از سخنان جذاب حجت الاسلام و المسلمین منصوری دامغانی را تقدیم مخاطبین محترم می‌کنیم.

سند زنده‌ای که می‌توان با آن اثبات نمود که دشمن شناسی مفهوم تازه‌ای نیست و این ما هستیم که در این حوزه دچار کم کاری مزمن شده‌ایم، خواندن زیارت عاشورا است.

نتیجه تصویری برای یهود

دعایی که از سوی امام باقر علیه السلام به شیعیان گفته شد، برای اینکه درس شناخت دشمن را به خوبی بیاموزند تا دوباره به روزی دچار نشوند که امیرالمومنین را بر بالای منابر و مأذنه‌ها لعن گویند و تمییز مرد از نامرد را فراموش نمایند.

سه نظر عمده درباره نقش یهود در تاریخ اسلام وجود دارد: 1- برائت کامل یهود است و اینکه یهود هیچ تاثیری ندارد. طرفداران این نظریه یا عنایت به قرآن ندارند، یا توجه به مباحث روایی، تاریخی ندارند یا از عناد است. 2- گروه دوم بر اساس قرآن برای یهود نقش قائل‌اند اما او را به عنوان دشمن اسلام نمی‌دانند، بلکه او را به عنوان تاثیرگذار در مقابل ائمه مطرح می‌کنند، جمع زیادی از محققین ما به این نظریه قائلند.

3- گروه سوم با ادله یهود را ریشه خیانت و سرمنشا حوادث فتنه گران می‌دانند. در رابطه با نقش یهود از بعثت پیامبر تا ظهور امام عصر و حوادثی که در رابطه با امام عصر است، از غدیرخم تا غصب خلافت کمتر از سه ماه فاصله است، چیزی مثل 72 روز، اتفاقاتی که بعد از پیامبر در تاریخ اسلام افتاد خاص و عجیب است، کسانی که در این رابطه بحث می‌کنند، معمولا اتفاقات بعد از پیغمبر را منحصر در افراد خاصی می‌کنند که طمع ورزی کردند.

نتیجه تصویری برای یهود

همان افرادی که حسادت به شخص امیرالمومنین کردند و خود را بالاتر از ایشان معرفی کردند و رای قبایل و احزاب را گرفتند و خلیفه مسلمین شدند. جامعه چرا سکوت کرد؟ کسانی که در بدر، حنین، تبوک و ... که سه جنگ تاریخی است، آنها چرا ساکت بودند و در این جنگ‌ها شرکت نکردند.

انقلاب فکری در جامعه نبوی ممکن بود؟

واقعا می‌شود پذیرفت، در فاصله 70، 80 روز جامعه‌ای که پیامبر برایش این چنین زحمت کشیده دچار انقلاب فکری و فرهنگی شود، منطقی است؟ دو سه نفر بودند که توانستند جامعه را دچار تحول کنند، زورشان از نظر فکری، فرهنگی زیاد بود و توانستند جامعه را قلب و تحول فرهنگی ایجاد کنند که منطقی نیست.

فتنه اخیر که در ایران اتفاق افتاد، سرویس‌های جاسوسی گفتند ما لااقل بیست سال کار کردیم، واقعا می‌شود این جنایت در 70 ،80 روز همه چیز زیر و رو شود، آن هم جنایت‌های بزرگی مثل آتش زدن خانه وحی، شما روایات مربوط به خانه فاطمه زهرا رجوع کنید.

مرحوم بحرانی در تفسیر البرهان روایاتی می‌آورد در رابطه با نزول وحی و روایتی هست که می‌گوید جبرئیل می خواست به محضر پیغمبر برسد از خانه حضرت زهرا باید عبور می‌کرد. و الملائکه تنزل علیهم بالوحی صباحا و مساءا و کل ساعه و طرفه عین و الملائکه لا ینقطع فوجهم.

این ملائک فوج فوج به خانه حضرت زهرا می‌آمدند و بدون اجازه خدا حق ورود نداشتند، آن وقت جامعه سکوت کرد، سران، بزرگان و تاثیرگذاران تاریخ سکوت کردند. این با رفتار خاص چند نفر قابل توجیه نیست و این طور که مدعیان مسئله خلافت مطرح کردند، مسئله خلافت و جا به جایی خلافت مطلب دفعی بود و یک دفعه جمعی تشکیل شد و اتفاقی افتاد. در قرآن سوره توبه آیه 40 «الا تنصروه فقد نصره الله » حدود ده سال از غصب خلافت ده سال  عقب می‌رویم.

داستان شب هجرت چیست؟ پیغمبر خدا از ناحیه وحی آگاه شدند که در صدد قتل او هستند. امیرالمومنین را جای خود قرار دادند و خواستند تا از مکه خارج شوند و فردی با پیغمبر همراه شد و در غار ثور قرار گرفتند، سه روز از آن غار خارج نشدند، سپس به سمت مدینه حرکت کردند و در محل قبا وارد شدند.

در منطقه قبا سه روز مردم معطل پیغمبر خدا بودند که او را دوست داشتند و عده کثیری پیغمبر را ندیده بودند و سه روز به خاطر رفتار خاص پیغمبر در قبا معطل شدند. گفته شده است که 12 تا 15 روز صبر کردند تا امیرالمومنین آمدند و وارد مدینه شدند.

نتیجه تصویری برای دشمن شناسی در قرآن

اگر شما پیغمبر را یاری ندهید خدا او را یاری می‌دهد و نیازی به یاری شما ندارد. زمانی که کفار اخراجش کردند که پیامبر دومین آن دو بود و برگشت به مصاحبش (همراه) گفت که نترس خدا همراه با ماست، ضمایری که به اخراج مکه مفرد است، اخرجه الذین الا تنصروه و ... آن کسی که اخراج شده در شب هجرت یک نفر است، پس نفر دوم  یا طرفدار یا بی طرف یا مقابل است. قرآن قبول نمی‌کند، چون مفرد می‌گوید. در حالت دوم بی طرفی که بی طرف نبودند یا باید با طرف باشند.