کدخبر :67137
سیاسی
تاریخ انتشار: 2018-11-11 12:44:02
رسانه‌های زنجیره‌ای حزب کارگزاران و اصلاح طلب به صورت مشترک کلیپی را منتشر کردند که دختری در آن گریه می‌کرد و از اینکه وارد ورزشگاه شده، خوشحال است. حرف‌های این دختر را می‌توان اینگونه دید که می‌گوید حالا خوشبخت‌ترین دختر دنیام یا اگر بمیرم دیگر هیچ آرزویی ندارم.

به گزارش انقلاب نیوز ،مازیار ناظمی به عنوان مدیر روابط عمومی وزارت ورزش نیز از این پدیده با انتشار تصاویری در صفحه شخصی خود استقبال می‌کند و از قضا همین دختر نیز در تصویر هست.

روزنامه‌های زنجیره‌ای نیز امروز صبح همه با هم درباره حضور زنان به ورزشگاه مطالبی را آورده‌اند و به تحلیل ابعاد جامعه شناختی این پدیده می‌پردازند و فضای مجازی را به سمت حضور زنان در ورزشگاه پرت کرده‌اند.

با بررسی این مسئله شاید برایمان کمی جالب است که چقدر خوب با یک بازی ساده حواس همه رسانه‌ها را از مهمترین دغدغه‌های اجتماعی مردم پرت می‌کنند. شاید زنان مرفه سرزمین من دغدغه‌ای جز حضور در ورزشگاه را نداشته باشند، ولی حال جامعه ما گویای سخن دیگری است.

دولت این بار قصد دارد با آوردن دختران به ورزشگاه با آن وضع ظاهری تلاش ‌کند تا تمرکزها بر مشکلات اقتصادی کشور از بین برود. حق زنان زمانی فراموش شد که مادران و خواهران قالیباف ما هنوز در بیمه خود مشکل دارند و شاید برای یک درمانگاه ساده نیز هزینه درمانی نداشته باشند.

شاید خوشحال باشیم که عده‌ای از آزادی زنان، آزادی رسیدن به زنان را می‌خواهند و در پی آن امنیت اجتماعی از تمام زنان سرزمینم رخت خواهد بست، کما اینکه بعضی خبرنگاران روزنامه‌های اصلاح طلب از آزار و اذیت جنسی در فضای تحریریه گله داشتند و تنها دلیل آن آزادی بی حدوحصر در فضای کاری روزنامه بود.

سرانجام این اتفاقات را نباید فراموش کرد؛ یادمان می‌رود که دلار هنوز شانزده هزار تومان است، قیمت اقلام هر روز رو به فزونی است و تامین مایحتاج اولیه مردم دچار مشکل است ولی تعدادی معلوم الحال یک صدا از حضور زنان سخن می‌گویند.

باشد حواسمان پرت شد و امروز را به خوشی گذراندید ولی فردا را چه خواهید کرد، رسانه‌هایتان قرار است دوباره کدام قرآن را بر سر نیزه کنند و دوباره عَلَم توهین به کدام عالم جلیل القدر را بلند کنند که آخرش نیز افتضاح داستان‌تان بلند شود.

تا چه زمانی قرار است که سر در برف فروکنید و واقعیت‌های اجتماعی از لایه مستضعف‌نشین کشور را نبینید و در پی حل مشکلات نباشید. تا کی مردم را به فوتبال، بازی‌های سیاسی و ... سرگرم کنید. تا کی شعار استخر فرح در دستان شما تاب خواهد خورد تا مردم یادشان برود که امروز اقتصادمان بیمار است.

مردم یادشان نخواهد رفت که اقتصاد بیمار است، چرا که تیغ این خنجر در گلویشان فرو رفته است و سوزشش هر روز بدتر از دیروز آنها را رنج می‌دهد و زیر این درد فریاد کمک دارند از کسانی که امروز به دنبال ازدواج‌های مجدد خود در سنین هفتاد سالگی هستند. جوانانی که پیر شدند و پیرانی که هنوز جوانند و سهم خود را از زندگی ما می‌ستانند.