کدخبر :67339
سیاسی
تاریخ انتشار: 2018-11-14 10:56:34
کتاب عزت شاهی به کوشش محسن کاظمی در 13 فصل توسط انتشارات سوره مهر در سال 1386 به چاپ رسید. عزت الله شاهی که بعدها نام خانوادگی خود را به مطهری تغییر داد از جمله کسانی است که در جریان رویارویی با رژیم پهلوی دوم، فشار شکنجه‌ها و ضربات مهلک روحی و جسمی ساواک را تحمل کرده و با صبر و استقامت در پیروزی انقلاب نقش داشته‌ است. (قسمت دوم و پایانی معرفی کتاب عزت شاهی تقدیم مخاطبین محترم می‌گردد.)

به گزارش انقلاب نیوز ،او از خاطراتش در زندان قصر می‌گوید: «زندان فرصتی شد تا روسای آینده مجاهدین خلق را بشناسیم من از نزدیک شاهد بودم مسعود رجوی با تصمیماتی که می‌گرفت چگونه مستبدانه تشکیلات را به زیر چتر خود نگه‌ می‌داشت. او به واقع آدمی انحصارطلب و تمامیت خواه بود».

عزت شاهی در این مدت هم‌نشینی و دمخور بودن با اعضا مجاهدین، رفتارهای آنان را موشکافانه نقد کرده و زبان به انتقاد از آنان گشوده است. او می‌گوید؛ رهبران سازمان حتی اجازه مطالعه و اندیشیدن را به زیردستان خود نمی‌دادند و خود نیز مطلب قابل توجهی برای ارائه به آنان نداشتند.

نویسنده کتاب در رابطه با تعامل مذهبی‌ها با غیرمذهبی‌های چپی می‌نویسد: بچه‌های مارکسیست با اینکه خود از قشر مرفه و سرمایه‌دار جامعه بودند اما مذهبی‌ها به‌‌ویژه بازاری‌ها را بورژوا و خورده بورژوا می‌دانستند و شعار کمونیستی می‌دادند.

عده‌ای از افراد سازمان که توسط ساواک یا پلیس دستگیر می‌شدند، به همکاری و هم‌دست بودن خود با عزت شاهی اعتراف می‌کردند و کار را برای او سخت‌تر می‌کردند. او در اسفند 52 به کمیته مشترک می‌رود و مجددا تا سرحد مرگ شکنجه می‌شود. وی سپس در فروردین 54 به زندان اوین منتقل می‌شود.

سال 55 تعدادی از علمای حاضر در زندان از جمله آقایان منتظری، ربانی شیرازی و طالقانی فتوای کافر و نجس بودن کمونیست‌ها را صادر می‌کنند. این مسئله باعث اختلاف میان مجاهدین و افراد مذهبی شد و اعضا مجاهدین در این قضیه نسبت به روحانیت زاویه‌دار شدند و علنا به کمونیست‌ها گرایش پیدا کردند. کتاب به خوبی اختلافات این سه گروه را در زندان به‌تصویر کشیده است. او طیف‌ها  و جمعیت‌های سیاسی زندان قصر در سال‌های 56 تا 57 را برمی‌شمارد و اتفاقات و حوادثی که میان آنان رخ داده است را شرح می‌دهد.

همین‌طور که انقلاب حرکت تندتری را به‌خود می‌گرفت، رژیم برای آنکه نشان دهد از سیاست‌های قبلی خود دست کشیده است مواضع مختلفی اتخاذ کرد. از جمله آنان، آزاد کردن زندانیان سیاسی بود. عزت شاهی نیز در آبان 57 از زندان آزاد می‌شود و سریعا به دیدار شهیدمطهری می‌رود و مسئله التقاط مجاهدین و نظرات علمای درون حبس، نسبت به آنان را با استاد مطرح می‌کند. وی می‌گوید: به نظر من آقای مطهری تنها کسی بود که در بین روحانیون، بعد از آقای خمینی(ره) مسئله التقاط مجاهدین را فهمیده بود و شاید علت شهید شدن او نیز همین باشد.

نویسنده به خاطرات عزت شاهی در ایام پیروزی انقلاب اسلامی اشاره می‌کند آن زمانی که عزت شاهی در کمیته موقت انقلاب اسلامی مشغول به‌کار می‌شود و به‌همراه آقایان صادق اسلامی، مهدوی کنی، باقری کنی، مطهری، ناطق نوری، بهزاد نبوی، محمد موسوی، الویری و خسرو تهرانی از اولین نفرات تشکیل دهنده این کمیته می‌شود. وی درخصوص عملکرد مجاهدین در اوایل انقلاب و ترورهای آنان می‌گوید: «مجاهدین خلق در این مدت از ضعف تشکیلاتی ما سو استفاده کردند و به سازمان‌دهی تشکیلات خود پرداختند. آنان در همان روزهای اول انقلاب مقادیر زیادی اسلحه و مهمات از پادگان‌ها و میان مردم جمع آوری کرده بودند و این نشانه خطرناکی بود که به آن اشاره‌ای نمی‌شد.»

رخدادهای دهه60 همچون تشکیل سپاه و اتفاقات دادستانی از موضوعاتی است که نویسنده به آنها اشاره می‌کند و در فصل انتهایی کتاب، تاریخچه پیدایش منافقین و تغییر ایدئولوژیک در ساختار آنان را مورد بررسی قرار می‌دهد.