2017 December 17 - يکشنبه 26 آذر 1396

در غربت کتاب، فلافل سلطانِ بازار است!
کد خبر: ٥٢٧٧٨ تاریخ انتشار: ٢٧ آبان ١٣٩٦ - ١٢:١٩
صفحه نخست » فرهنگی » یادداشت
به بهانه تغییر کاربری برخی مغازه های هسته مرکزی قم؛
در غربت کتاب، فلافل سلطانِ بازار است!

پایگاه انقلاب نیوز: کاهش آمار فروش کتاب – البته به جز کتب درسی که بحثش مفصل است- همچنین عدم استقبال چندان مناسب مردم و خانواده ها از برخی نمایشگاه های کتاب در همین قم خودمان، همه و همه روایتگر بیماری فرهنگی است.

به گزارش پایگاه انقلاب نیوز،وقتی رقم خرید فقط و فقط یک روز لوازم آرایشی در کشور ما معادل یک سال تمام فروش کتاب است. وقتی شمارگان کل مطبوعات کشورمان اعم از سیاسی و ورزشی، هنری و حتی آشپزی و خیاطی به یک میلیون نسخه نیز نمی رسد، طبیعی است که در شهر مذهبی و فرهنگی قم نیز شاهد تغییر کاربری برخی مغازه های سابقاً کتاب فروشی به فلافل فروشی و ... باشیم!

در هفته کتاب و کتاب خوانی قرار داریم و این روزها طبعاً بیشتر از دیگر ایام سال، سخن از یار مهربانی می شود که برای برخی هایمان واقعاً دانا و خوش بیان بوده و هست و برای عده ای دیگر البته- با حفظ اکثریت نسبی- تنها شیئی زینتی و غریبه در هیاهوی امروز شهرها.

غرض اصلی نگارنده از نگارش این سطور البته مشاهده ای شخصی بود و آن هم این که چندی پیش متوجه شدم که یکی از کتاب فروشی های باسابقه یکی از خیابان های مرکزی شهر قم که اتفاقاً کمتر از یک کیلومتر تا حرم مطهر کریمه اهل بیت(ع) فاصله دارد، به فلافل فروشی تبدیل شده و اتفاقاً برخلاف سال هایی که نمایندگی اهالی فرهنگ را داشت ، این روزها از حیث مشتری، ایام پررونقی را سپری می کند!

این موضوع البته مربوط به یک یا دو مورد هم نمی شود چه آن که در طول سال های اخیر و به موازات مشکلات اقتصادی و از آن مهم تر تغییر بسیار محسوس ذائقه مردم – مع الاسف حتی در شهر فرهنگی و مذهبی همچون قم- برخی از کتاب فروشی ها یا روزنامه فروشی ها به سیگار فروشی، اغذیه فروشی و یا طلافروشی و لباس فروشی تبدیل شده اند!

شاید پیش خود بگویید صاحب مغازه یا کسی که آن را اجاره کرده مختار است که برای سودآوری بیشتر یا علاقه شخصی، به جای فروش کتاب هر چیز دیگری بفروشد و به نظرتان بیاید که روزنامه نگار جماعت- یکی مثل حقیر سراپا تقصیر- خیلی بیکار تشریف داردکه گیر به این موضوعات داده است!

به واقع اما اگر نگاهی عمیق تر به پوسته فرهنگی شهر و دیارمان کنیم تصدیق خواهیم کرد که واقعیت هایی در حال جریان است که یا از آن بی خبریم یا این که دوست داریم بی خبر باقی بمانیم و الا این که جای یار مهربان را فلافل های دو و سه قرصه آن هم با نان اضافه بگیرد و سمبوسه ها به جای ویترین کتاب خودنمایی کنند، تنها یک بخش قضیه است؛ بخشی که خود معلول است و باید علت را در جای دیگر جستجو کرد.

به دیگر سخن، کاهش آمار فروش کتاب – البته به جز کتب درسی که بحثش مفصل است- همچنین عدم استقبال چندان مناسب مردم و خانواده ها از برخی نمایشگاه های کتاب در همین قم خودمان، همه و همه روایتگر بیماری فرهنگی است.

این که از تغییر ذائقه مردم خصوصاً نسل جوان صحبت به میان آمد ، یکی از نشانه های بارزش این است که برای بسیاری از ما، جویا شدن از جزیی ترین اخبار و تحولات مربوط به کار و زندگی و علی الخصوص حواشی فلان فوتبالیست ، بازیگر و یا خواننده – حالا چه از نوع هم میهن آن و چه از نوع اجنبی- بسی مهم تر است تا این که بدانیم فی المثل در حوزه سبک زندگی چه کتب جدید و ارزشمندی روانه بازار نشر شده .

کم کاری رسانه ای و فرهنگی در این باره به کنار ، همچنین عدم تولید آثار متناسب و جذاب و به روز را نیز فاکتور می گیریم اما حقیقتاً این تغییر ذائقه را چه باید کرد که خرید چیپس و پفک و یا فلان مارک لباس و غیره و ذلک ، جزو اولویت های یک نوجوان و جوان شده و در این میان خرید کتاب و مجله و حتی روزنامه در جُرگه مسایل کم اهمیت زندگی یومیه قرار گرفته است.

قطعاً یکی از مشکلات جدی فرهنگی ما، بی میلی و کم اشتهایی به کتاب خواندن به عنوان غذای روح و روان است و گرنه هزار فلافل فروشی هم در این شهر ایجاد شود که در این بحران بیکاری، چند جوان در آن به کسب و کار حلال بپردازند، نه تنها نگران کننده نیست که مایه خرسندی است. مگر نه؟!!


Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشيو | جستجو | پيوندها | عضويت در خبرنامه | نظرسنجي | لیست نظرات | درباره ما | RSS | ايميل | نسخه موبایل
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه