2017 December 17 - يکشنبه 26 آذر 1396

وزیر کشاورزی در محاصره مخالفان خودکفایی برنج
کد خبر: ٥٣٨٩٤ تاریخ انتشار: ١٦ آذر ١٣٩٦ - ١١:٥٨
صفحه نخست » اقتصادی » تازه های خبری
وزیر کشاورزی در محاصره مخالفان خودکفایی برنج

پایگاه انقلاب نیوز: کلانتری که در دولت یازدهم مشاور معاون اول رئیس‌جمهور بود و در دولت دوازدهم به‌عنوان معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان محیط‌زیست فعالیت می‌کند از مهم‌ترین مخالفان خودکفایی در زمینه محصولات کشاورزی است و بارها علیه موضوع خودکفایی گندم و جلوگیری از واردات میوه هم با رسانه‌های دولتی مصاحبه کرده است.

به گزارش پایگاه انقلاب نیوز،

فرهیختگان نوشته است:‌ هفته قبل بود که عباس کشاورز، معاون وزیر جهاد کشاورزی در گفت‌وگویی با یکی از رسانه‌ها تاکید کرد که با توجه به شرایط کم‌آبی در کشور خودکفایی در محصولی مانند برنج به مصلحت نیست. این اظهارنظر معاون حجتی بازخوردهای مختلفی در فضای کشاورزی کشور داشت و طی روزهای اخیر مخالفان و موافقان آن اظهارنظرهای مختلفی را مطرح کردند. اما این اولین بار نیست که یک مقام دولت تدبیر و امید وجود خودکفایی در کشور را مساله‌ای بیهوده و کم‌اهمیت عنوان می‌کند. پیش از عباس کشاورز، عیسی کلانتری دبیرکل خانه کشاورز و وزیر اسبق کشاورزی در دولت‌های سازندگی و اصلاحات خطاب به محمدباقر نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه گفته بود که خودکفایی را از برنامه ششم توسعه حذف کند، زیرا خودکفایی یک پدیده مزخرف است!

کلانتری که در دولت یازدهم مشاور معاون اول رئیس‌جمهور بود و در دولت دوازدهم به‌عنوان معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان محیط‌زیست فعالیت می‌کند از مهم‌ترین مخالفان خودکفایی در زمینه محصولات کشاورزی است و بارها علیه موضوع خودکفایی گندم و جلوگیری از واردات میوه هم با رسانه‌های دولتی مصاحبه کرده است. در کنار کلانتری برخی اقتصاددانان نزدیک به دولت مانند موسی غنی‌نژاد هم سال گذشته از خرید تضمینی گندم انتقاد  و تاکید کردند که دولت به جای هزینه برای خرید تضمینی گندم بهتر بود که گندم وارد می‌کرد! با وجود این اظهارنظرها خودکفایی در زمینه تولید محصولات کشاورزی به‌خصوص در گندم و برنج که به نوعی قوت غالب  اکثر مردم به شمار می‌روند جزء مهم‌ترین موارد در نظر گرفته‌شده در اقتصاد مقاومتی به شمار می‌رود و به گواه بسیاری از کارشناسان مربوط به امنیت غذایی در کشور می‌شود.

در دولت یازدهم و دوازدهم تلاش‌هایی برای خودکفایی گندم انجام شده ولی روند واردات برنج هیچ‌گاه متوقف نشده و تنها در هشت ماه اول امسال چیزی نزدیک به یک میلیارد و هشت میلیون دلار برنج وارد کشور شده و جزء عمده‌ترین کالاهای وارداتی محسوب می‌شود. با این حال دولت دو هفته قبل اعلام کرد که ثبت سفارش برای واردات برنج مجددا آزاد شده اما با دخالت وزیر جهاد کشاورزی دوباره مجبور به بستن سایت ثبت سفارش برنج شد. حالا به نظر می‌رسد که موضوع خودکفایی در تولید برنج بار دیگر به موضوع جدی در کشور تبدیل شده باشد.   برخی می‌گویند ریشه این اظهارنظرها و خطوط در بیرون از وزارتخانه جهاد کشاورزی است. کارشناسان می‌گویند شخص وزیر جهاد کشاورزی مدافع خودکفایی برنج به‌عنوان محصول استراتژیک است اما او در محاصره مخالفان گیر افتاده است.

  ریشه این حرف‌ها در تفکر وابستگی است

مجتبی پالوج، معاون موسسه پژوهش‌های برنامه‌ریزی و اقتصادکشاورزی در گفت‌وگو با «فرهیختگان» در این باره  گفت: «این که گفته شود خودکفایی به مصلحت نیست باید ریشه آن را در تفکر وابستگی دید. در چنین شرایط و با این دیدگاه می‌توان گفت خودکفایی از اساس غلط است. شاید گفتن این حرف‌ها از سوی مسئولان ناشی از هجمه‌های زیادی است که به جهت بحران آب به وزارت کشاورزی وارد می‌شود. برنج محصول آب‌بری است و شاید از این منظر می‌گویند به مصلحت نیست. ولی این حرف اشتباه است.»

  برنج محصول استراتژیک است

پالوج اهمیت برنج در زنجیره غذایی کشور را هم‌تراز با گندم می‌داند: «برنج بعد از گندم استراتژیک‌ترین محصول کشور است. البته عرصه کشت و کار گندم در سراسر کشور گسترده است اما فقط سه استان به واسطه شرایط اقلیمی و آبی مناسب کشت برنج هستند. باید در این سه استان با ورود تکنولوژی و با کشت دوباره کشور را به سطح توصیه شده رساند.»

  خودکفایی در برنج قابل تحقق است

معاون موسسه پژوهش‌های برنامه‌ریزی و اقتصاد کشاورزی رفتن به سمت خودکفایی برنج را اجتناب‌ناپذیر می‌داند و معتقد است به هر حال باید روش‌ها و تکنولوژی‌هایی به کار گرفت تا با توجه به جمعیت کشور در برنج خودکفا شویم. باید تکنولوژی را بالا ببریم تا بهره‌وری افزایش یابد. وی افزود: «همچنین شرایطی فراهم شود که کشاورز ترغیب به کشت دوم شود. موضوع با اهمیت دیگر این است که سرانه مصرف معقول و منطقی‌تر در نظر گرفته شود. نباید مدام سرانه کشور را افزایش داد تا نتوانیم به خودکفایی برسیم.» وی ادامه داد: «سرانه مصرف برنج باید بین 32 و 33 کیلوگرم باشد. اگر این کارها صورت گیرد خودکفایی قطعا محقق خواهد شد.»

  خودکفایی حتما به مصلحت است

شمس‌ا... شریعت‌نژاد، عضو کمیسیون کشاورزی معتقد است نمی‌شود خودکفایی را به مصلحت ندانست. وی در ادامه به «فرهیختگان» گفت: «خودکفایی در همه زمینه‌ها به مصلحت کشور است. در زمینه کشاورزی باید تلاش کنیم در حوزه‌هایی که مزیت داریم به خودکفایی برسیم. در شمال کشور باران بیش از اندازه می‌بارد، استفاده‌ای از آن نمی‌شود و آب حاصل از آن به دریا می‌ریزد وفقط مقداری از آب مورد نیاز برنج را از باران تامین می‌کنیم. این شرایط در جاهای دیگر نیست. اگر در جایی نمی‌شود این کار را کرد نباید گفت در جاهای مزیت‌دار نیز کشت نکنیم.»

  کمیت برنج ایرانی نیز افزایش یابد

شریعت‌نژاد تکیه بر کیفیت برنج داخلی را کافی نمی‌داند: «خارجی‌ها به افزایش محصول در واحد سطح رو آورده‌اند، اما ما در داخل کشور این کار را نمی‌کنیم. برنج داخلی لوکس و گرانقیمت است. بازده آن بسیار پایین و برای افراد خاص قابل استفاده است. اگر بنا بر افزایش تولید باشد، باید مقداری از کیفیت کم کنیم و بر کمیت بیفزاییم. در شمال کشور کاملا حصول به خودکفایی ممکن است.»

  تا جای ممکن باید تولید کرد

عضو کمیسیون کشاورزی جلوگیری از واردات را نیز ضروری می‌داند؛ «اگر واردات در همه زمینه‌ها فراوان انجام گیرد در هیچ زمینه‌ای خودکفا نخواهیم شد. باید تعرفه‌ها را آنقدر بالا برد که دیگر واردات به‌صرفه نباشد. تا حد امکان باید تولید کرد و از واردات جلوگیری کنیم. اگر بنا بر واردات باشد کافی است دو ماه از سال اجازه واردات داده شود، به اندازه پنج سال می‌توان وارد کرد. این کار به صلاح نیست.»

  مردم برنج ایرانی مصرف کنند

نماینده مجلس، مردم را به مصرف برنج داخلی تشویق می‌کند؛ «مردم هم باید یاد بگیرند که برنج خارجی را نخرند و در جهت حمایت از تولید داخلی برنج ایرانی مصرف کنند. از آن سو باید برنج ایرانی را ارزان‌تر کنیم تا برای مصرف‌کننده به صرفه‌تر باشد. میزان کود و سم برنج داخلی قابل نظارت است، اما کیفیت برنج خارجی با سیستم‌های قرنطینه فعلی مشخص نمی‌شود.»

- برنامه راهبردی صنعت،معدن و تجارت کنار گذاشته شد!

«سید علیرضا شجاعی» معاون اسبق برنامه‌ریزی وزارت صنعت به فرهیختگان گفته است:‌ متاسفانه ما در عمل برنامه مشخصی در تعامل با کشورها نداشتیم و نتوانستیم برنامه‌ریزی جدی برای هیات‌های تجاری که به ایران می‌آیند داشته باشیم. حتی شما بررسی کنید و ببینید در پسابرجام ما چقدر رشد سفر هیات‌های تجاری به خارج از کشور داشتیم. در واقع وقتی این هیات‌های تجاری به خارج از کشور می‌روند، بیشتر مذاکرات برای واردات کالا به کشور انجام می‌گیرد نه صادرات به آن کشورها.

خوب است بررسی شود که چقدر در نمایشگاه‌های خارج از کشور حضور مثمرثمری داشته‌ایم. این نمایشگاه‌ها جزء ابزارهایی است که به ما کمک می‌کند محصولات‌مان را به دنیا معرفی کنیم. باید بررسی کنیم و ببینیم چقدر توانسته‌ایم در رسانه‌های خارجی حضور پررنگ‌تری داشته باشیم. همه اینها شاخصه‌هایی است که می‌تواند در رشد صادرات ما نقش‌آفرین باشد، در حالی‌که در این حوزه‌ها اتفاقات خیلی جدی رخ نداده است. به نظر من باید حتما حداقل در 50 تا 70 کشور دنیا رایزن داشته باشیم تا برای ما کار تجاری بکنند و برای ما فرصت‌ها را شناسایی و در واقع به صادرات‌کننده‌ها اعلام کنند که این محصولات را صادر کنید. باید دید در این سال‌ها چه تعداد رایزن اضافه شده و کارکرد این رایزن‌ها چه بوده است. آنچه آمار و نتایج حاصله از این پرسش‌ها نشان می‌دهد، ما نتوانسته‌ایم یک سیاست مشخص و حمایتی درست از این فرآیند داشته باشیم.

به گمان من در حال حاضر حدود 15 یا 16 رایزن داریم که این رقم زیادی نیست. این افراد هم بیشتر در همین کشورهای اطراف مثل عراق، ترکیه، امارات، افغانستان، پاکستان و روسیه فعالیت می‌کنند، در حالی که ما می‌توانستیم بسیار گسترده‌تر و حتی هوشمندانه‌تر عمل کنیم. به‌طور مثال، ما باید حتما رایزنی را در سوئیس و اتریش ‌داشته باشیم. همچنین نمایندگان از ایران باید در ‌سازمان‌های بین‌المللی اعم از سیاسی ، تجاری و اقتصادی و... حضور داشته باشند. اوایل امسال و قبل از انتخابات، وزارت امور خارجه اعلام کرد که در دوره جدید می‌خواهیم دیپلماسی تجاری بهتری داشته باشیم، ولی در این مدت اثر این دیپلماسی را در مذاکرات اقتصادی و اولویت سفرا ندیدیم. این سخنان باز هم در سخنرانی‌های دیگری تکرار شد، ولی عملا نتیجه‌ای جدی نگرفتیم.

زمانی که چند ماه پیش آمار مثبت‌شده تراز تجاری ایران اعلام شد، بسیاری با نگاه خوشبینانه به این تراز تجاری مثبت نگاه کردند و همه رسانه‌ها هم بسیار مانور دادند و خیلی از دولتمردان راجع به آن حرف زدند. ولی موضوع تراز تجاری و تاثیر آن بر اقتصاد بسیار پیچیده‌تر از آن است که با مثبت یا منفی شدن مقطعی و کوتاه‌مدت آن دلخوش شویم یا ناامید.   فرض کنید یک کشور دو میلیارد دلار صادرات داشته باشد و یک میلیارد دلار هم واردات. تراز تجاری‌اش می‌شود +1. از سوی دیگر،‌ کشور دیگری 200 میلیارد دلار صادرات دارد و 199 دلار واردات. باز هم تراز تجاری‌اش +1 است. پس تفاوت این دو کشور در چیست؟ تفاوت این دو کشور این است که اولی سرجمع حجم تجارتش سه میلیارد دلار و دومی 399 میلیارد دلار بوده است، ولی تاثیری که در اقتصادشان خواهند گذاشت، بسیار با هم فرق دارند.

آمار تراز تجاری مثبت شده‌ای که دولت در گذشته اعلام کرد، بیشتر ناشی از کاهش حجم تجارت، به ویژه کاهش صادرات است نه افزایش آن. زمانی مثبت شدن تراز تجاری‌مان ارزشمند است که حجم تجارت‌مان افزایش پیدا کرده و صادرات‌مان بالطبع در همان حجم تجارت بیشتر از واردات شده باشد. در واقع تجارت جهانی مانند یک جریان رودخانه‌ای است و باید هر دو جریان صادرات و واردات به نسبت معقولی در کنار هم وجود داشته باشند. اگر این جریان رودخانه‌ای نباشد، چرخه اقتصادی برهم می‌خورد، همان‌گونه که ما الان به نوعی دچار رکود تجاری شده‌ایم. در حال حاضر مثلا حجم تجارت افزایش پیدا کرده، اما این افزایش از طریق واردات بوده است.

طی سال‌های گذشته ما با یک کاهش تجاری حجم تجارت روبه‌رو شده بودیم و     ابراز نگرانی کرده بودیم که کاهش حجم تجارت نشان می‌دهد تعاملات با دنیا کاهش پیدا کرده و نه افزایش؛ و این موضوع خیلی خطرناک است، زیرا نشان می‌دهد میزان تعاملات ما با دنیا محدودتر شده و اگر خدای نکرده دوباره تحریم جدی‌تری بگذارند، خیلی راحت‌تر می‌توانند فضای تجاری ما را ببندند و این موضوع بسیار نگران‌کننده‌ای است. نکته دیگری هم وجود دارد و آن اینکه دولت‌های قبل بلد نبودند تراز تجاری را مثبت کنند و در این دولت مثبت شده است. تا برنامه چهارم و پنجم اصلا قرار نبوده که به تراز تجاری مثبت برسیم، بلکه قرار بود فاصله بین صادرات و واردات کاهش پیدا کند. برای همین اگر شما به هدف‌گذاری‌ای که در حوزه صادرات و واردات در برنامه چهارم شد نگاه کنید، نشان می‌داد که ما در انتهای برنامه چهارم باید ترازمان منفی می‌شد؛ یعنی از یک تراز منفی خیلی زیاد باید می‌رسیدیم به عددی معادل 6/29 میلیارد دلار. ولی در پایان برنامه چهارم ما به همین عدد رسیدیم و توانستیم هدف‌گذاری برنامه را محقق کنیم. اصلا قرار به هدف‌گذاری مثبت نبود و قرار بود این مسیر در برنامه پنجم هم ادامه پیدا کند تا بتوانیم فاصله آنها را کم کنیم.

دقیقا نکته اصلی همین است که نگاه صرف فقط به یک عدد آن هم تراز تجاری نه می‌تواند برای ما تحلیل مثبت داشته باشد و نه منفی. این عدد باید در کنار چند پارامتر دیگر مثل حجم تجارت و... قرار بگیرد تا شما بتوانید بگویید که این تراز تجاری ما خوب است یا بد. مثلا خیلی از کشورها تراز تجاری‌شان منفی است، چون معتقدند به جای اینکه از منابع خودم استفاده کنم، بروم و از منابع و مواد اولیه‌ای که در دنیا هست بیاورم و با آن تولید و صادرات کنم و ارزش افزوده ایجاد کنم و همین واردات عددش خیلی می‌رود بالا. بنابراین اگر الان به آمار واردات چین و خیلی از کشورهای دیگر نگاه کنید، می‌بینید آنها این مواد اولیه را به کشورشان وارد می‌کنند و ممکن است همین‌ها حجم واردات‌شان را به‌شدت افزایش دهد. ما معتقدیم اگر ایران بخواهد رشد تجاری جدی داشته باشد، شاید در گام اول نیازمند این باشد که از طریق واردات مواد اولیه و ماشین‌آلات یکسری چیزها را تامین کرده و رشد پیدا کند تا بتوانیم تولیدات‌مان را در حد صادرات برسانیم.

 اگر تراز تجاری ما منفی شده و واردات‌مان از صادرات بیشتر شده، باید دید واردات‌مان مبتنی‌بر چه محصولاتی بوده است؟ اگر این وارداتی که بیشتر شده مبتنی‌بر مواد اولیه تولید است و در 6 ماهه آینده حجم صادرات را افزایش می‌دهد خوب است؛ ولی اگر کالاهای مصرفی گرفته‌ایم و هیچ صادراتی را نداشته باشد، خطرناک است و نه‌تنها به تولید ما را ضربه می‌زند، بلکه ارز زیادی را از کشور خارج کرده و ما را به‌شدت دچار مشکل ارزی می‌کند. همان‌طور که شما می‌بینید، هم قیمت ارز را بالا می‌برد و هم اثرش را در فضای سکه می‌گذارد؛ یعنی اثر خودش را در کمبود ارز نشان می‌دهد. بنابراین با یک عدد صرف، هیچ نتیجه‌گیری نمی‌توانیم داشته باشیم و باید منتظر آینده باشیم که چه اتفاقی می‌افتد.

  باید دید در این رشد افزایش واردات 17.5 درصد، میزان کالاهای اساسی و مواد اولیه و قطعات بیشتر بوده یا کالاهای مصرفی؟ من معتقدم در ترکیب واردات‌مان هر دوی اینها بوده، اما میزان واردات کالاهای مصرفی رشد کرده است. این نشان‌دهنده اتفاق خوبی نیست. چون هم صادرات کشور کاهش پیدا کرده و هم واردات‌مان وارداتی نبوده که به درد تولید بخورد و من پیش‌بینی می کنم اگر همین روند تا آخر سال ادامه پیدا کند، تراز تجاری‌مان همچنان منفی خواهد بود،البته اگر منفی بودنش بیشتر نشود.

ما پنج سال پیش برنامه‌ای‌ راهبردی در وزارت صنعت نوشتیم که اوایل 92 رونمایی شد. علتش این بود که بعد از برنامه پنجم ما را مکلف به این کار کرده بودند و ما ملزم شدیم راهبرد جدیدی بنویسیم و برنامه آینده تجاری ایران را اعلام کنیم. در آنجا 10 پیش‌راند نوشتیم که می‌توانستند موتور محرکه توسعه تجارت باشند. در آنجا هدفگذاری کردیم که در چشم‌انداز 20 ساله به چه عدد صادراتی خواهیم رسید و ترازمان به چه نحوی خواهد شد.

ما آن‌گونه که انتظار داشتیم توفیق نیافتیم و دلیل آن می‌تواند همه اینها را که گفتید شامل شود. از سوی دیگر کسانی که پس از ما روی کار آمدند،‌ برنامه‌ راهبردی را کنار گذاشتند و تصمیم گرفتند دوباره برنامه راهبردی جدیدی بنویسند و این بازنویسی برنامه دو سال و خرده‌ای طول کشید. پس از ارائه آن هم دوباره به آن انتقاد شد، بنابراین باز هم بازنگری کردند و تقریبا سه چهار سال طول کشید تا به تایید نهایی رسید، درحالی‌که اگر همان برنامه راهبردی اولیه را به اجرا درمی‌آوردند و هر جا ایراد داشت برطرف می‌کردند، شاید سرعت بیشتری می‌گرفتیم، ولی متاسفانه فقط کاغذبازی انجام گرفت. برنامه نوشته‌شده،‌ برنامه مترقی و خوبی برای حوزه صادرات  بود و اگر همان را اجرا می‌کردند وضعیت صادرات ما به مراتب بهتر بود.

متاسفانه در نظام اقتصادی ما هر کس مسئول می‌شود، اولین جمله‌ای که می‌نویسد، تدوین راهبرد برای آن مجموعه است، حتی اگر پیش از این همه راهبردها به درستی تدوین شده باشد. انتقادی که به سیستم اجرایی و سیاستگذاری کشور وارد است این است که بیشتر مسئولان ما با هوش شخصی‌شان تصمیم می‌گیرند و نه با کار کارشناسی، درحالی‌که ما باید تلاش کنیم سیاست‌ها را محقق کنیم؛ همان سیاست‌های کلی صنعت، معدن و صادرات که خیلی شفاف درابلاغیــه هــای  مقام معظم رهبری هست. همچنین در سیاست‌های برنامه پنجم بندهای مشخصی برای حوزه خارجی هست، ولی متاسفانه همان را در برنامه تدوین‌شده کمرنگ می‌بینید و در برنامه ششم کمرنگ‌تر هم هست و به همین دلیل است که حرکت توسعه‌ای ما کند است، زیرا دوستان هرکدام با هوش شخصی خودشان و با نگاه خودشان طراحی می‌کنند، در حالی‌که باید بیشتر هدف ما این باشد که هر دولتی که می‌آید و هر وزیری که می‌آید، باید اولویت اول او تحقق سیاست‌های کلی نظام باشد.چندین سال است که مقام معظم رهبری بر افزایش صادرات غیرنفتی تاکید می‌کنند و حتی در یکی از سخنرانی‌های خود صراحتا و گله‌مندانه اعلام کردند که «من 18 سال است که می‌گویم شما صادرات نفت را کم کنید و تمرکز خود را برای حوزه‌های غیرنفتی ازجمله صادرات تولیدات ملی بگذارید»، اما هیچ کدام از مجموعه‌ها بر روی این تاکیدات متمرکز نشدند و وضع تجارت‌مان این شد که می‌بینید.


Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشيو | جستجو | پيوندها | عضويت در خبرنامه | نظرسنجي | لیست نظرات | درباره ما | RSS | ايميل | نسخه موبایل
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه