حمله «پالتو شتری» به شبه روشنفکران ایرانی

این فیلم قصه یک جوان معمولی، آزاد اندیش، ساختارشکن، ولی باهوش است که برای رسیدن به یک موقعیت خوب مجبور می¬شود با بهترین دوستش درگیر شود، که یک دانشجوی فلسفه از خود راضی است. فیلمنامه در مرحله طرح و سیناپس، یک قصه جذاب است، ولی در مهندسی روایت آنچنان که باید نتوانسته به موفقیت دست یابد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی انقلاب نیوز،پالتو شتری پیکان انتقادش را به سمت طبقه متوسط شبه روشنفکر گرفته است، طبقه ای که در طول چند دهه گذشته جایگاه خاصی را در رخداد‌های فرهنگی و سیاسی جامعه به خود اختصاص داده است. این طبقه خاص برای تماشای این فیلم خاص در سالن سینما، باید دل و جرئت به خرج بدهد تا ببیند چطور دکترای فلسفه ای که در توهمات نیچه غرق شده است در عروسی اش لباس شرک به تن می کند.ولی دل و جرئت مهدی علی میرزایی، نویسنده و کارگردان پالتو شتری برای ساخت این فیلم باید به مراتب بیشتر باشد، زیرا او با ساخت این فیلم در عمل، در جایگاه همان پسربچه ای قرار گرفته که فریاد زد: «پادشاه که لباس نداره»
 
این فیلم قصه یک جوان معمولی، آزاد اندیش، ساختارشکن، ولی باهوش است که برای رسیدن به یک موقعیت خوب مجبور می¬شود با بهترین دوستش درگیر شود، که یک دانشجوی فلسفه از خود راضی است. فیلمنامه در مرحله طرح و سیناپس، یک قصه جذاب است، ولی در مهندسی روایت آنچنان که باید نتوانسته به موفقیت دست یابد.
 
 
مقدمه اثر این کارگردان جذاب، ولی طولانی است، آنقدر طولانی که مابقی قصه را تحت تاثیر خود قرار می دهد. نویسنده و کارگردان سوژه ناب خود را در مقدمه به طور کامل خرج می کند و قصه دیر آغاز می شود. مقدمه آنقدر طولانی است که نقد درست و دقیق نویسنده به تدریج به یک بیانیه انتقادی تبدیل می شود.
 
فرید در تمام طول قصه یک آزاد اندیش جذاب و ساختار شکن است و برای کسانی که از شبه روشنفکری مدرن فراری هستند، یک قهرمان جذاب محسوب می شود، ولی میرزایی در پایان از زبان پدر کوهیار، با بازی شاهرخ فروتنیان، برای فرار از مدرنیسم مصنوعی کوهیار به پست مدرنیسم پدرش پناه می برد، پست مدرنیسمی که تنها به اندازه یک پیله جلوتر است. فرید در آخرین دیالوگ هایش با پدر کوهیار، به این نسخه پست مدرن توجهی نمی کند، ولی رقص پایانی او در عروسی کوهیار نشان می دهد که چه بخواهد، چه نخواهد به این پست مدرنیسم تن داده است.
 
 
 
آنچه در جشنواره فیلم فجر امسال شاهد هستیم غالب شدن موسیقی و ساز و آواز بر محتوا است گویی که داستان و محتوای فیلم نمی تواند و یا نمی خواهد حرف بزند از اینرو مخاطب را با آهنگ و رقص سرگرم می کند و پالتو شتری علی رغم اینکه ظاهراً یک فیلم محتوایی و فلسفی است و شبه روشنفکران را زیر سوال می برد اما باز هم اسیر همین بزن و برقص ها می شود!


انتهای پیام/
گالری عکس
http://enghelab-news.ir/624
اخبار مرتبط

نظرات شما